خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از نرسیدن به معشوق و رنجهای عاشقانه میگوید. دل و چشمهایش در غم از دست رفتهاند و جانش نیز در حال رفتن است.
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۴۵ - یک دم به وصال با رهی ناسایی
یک دم به وصال با رهی ناسایی
جز سوی خلاف کار من نگرایی ۱
دل رفت و دو دیده کور شد در غم
جان نیز همی رود چه می فرمایی؟ ۲
جز سوی خلاف کار من نگرایی ۱
دل رفت و دو دیده کور شد در غم
جان نیز همی رود چه می فرمایی؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۴ - هر شب صنما! که رای زی خنده کنی
گوهر بعدی:شماره ۱۴۶ - آنکس که به چهره بوستانیست تویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.