خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از شب و تنهایی و تاریکی شکایت میکند و از خداوند طلب کمک مینماید. او از شب میخواهد که اگر عمر اوست، بیش از این نماند و اگر جان اوست، صبح زودتر بدمد.
متن دارای مضامین عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب سنین بالاتر میباشد.
شماره ۱۳۷ - ای شب چکنم چاره! من از بهر خدای
ای شب چکنم چاره! من از بهر خدای
تنهایی و تیرگی و بندی بر پای ۱
گر عمر منی ای شب! ازین بیش مپای
ور جان منی ای نفس صبح! برآی ۲
تنهایی و تیرگی و بندی بر پای ۱
گر عمر منی ای شب! ازین بیش مپای
ور جان منی ای نفس صبح! برآی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۶ - وصلی که مرا به ناز پروردی کو؟
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸ - ای برده دلم به صد هزار استادی!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.