خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد هجران و غم عشق میگوید و بیان میکند که در غم فراق، روزش به شب تبدیل شده و کسی دلسوز او نیست. او تصمیم میگیرد سخنانش را ذخیره کند و لبهایش را بدوزد تا از رنج جانکاه رهایی یابد.
متن حاوی مضامین عاشقانه و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۱۱۲ - چون در شب هجر تو فرو شد روزم
چون در شب هجر تو فرو شد روزم
واندر غم تو نیست کسی دلسوزم ۱
آن به که ذخیره از سخن پردازم
وز جان به لب رسیده لب بردوزم ۲
واندر غم تو نیست کسی دلسوزم ۱
آن به که ذخیره از سخن پردازم
وز جان به لب رسیده لب بردوزم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱ - تا کی غم وصل تو پر آوازه خورم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳ - گفتم به مراعات دل و تن برسم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.