خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، شاعر از تضاد بین روز و شب و احساسات ناشی از آن سخن میگوید. در شب که خورشید غروب میکند و ستارگان ظاهر میشوند، شاعر به دیدار معشوق امید دارد. اما در روز که خورشید میدرخشد و ستارگان ناپدید میشوند، شاعر در هجران به سر میبرد و با این حال، ستارگان را در روز میبیند که نشاندهندهی غم و اندوه اوست.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیدهتر، درک آن را برای سنین پایین دشوار میکند.
شماره ۸۳ - خورشید رخت شبی که وصل آراید
خورشید رخت شبی که وصل آراید
با پرتو او ستاره پیدا ناید ۱
وان روز که از هجر دری نگشاید
در روز مرا ستاره می بنماید ۲
با پرتو او ستاره پیدا ناید ۱
وان روز که از هجر دری نگشاید
در روز مرا ستاره می بنماید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲ - بنمای رخ ار کام منت می باید
گوهر بعدی:شماره ۸۴ - ای صبر نگفتی چو غمی پیش آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.