خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه از عطار نیشابوری بیانگر احساسات عمیق و درد عشق یکسویه است. شاعر از عشق و جفای معشوق شکایت می‌کند و بیان می‌کند که معشوق هرگز به او وفادار نخواهد بود و وعده‌هایش را عملی نخواهد کرد. شاعر با استفاده از استعاره‌هایی مانند زلف دوتا و لب شیرین، احساسات خود را به زیبایی بیان می‌کند.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد تا به طور کامل درک شود.

مشاهده کامل

غزل ۵۴۸ - ای جان و جهان رویت پیدا نکنی دانم

ای جان و جهان رویت پیدا نکنی دانم
تا جان و جهانی را شیدا نکنی دانم ۱

پشت من یکتا دل از زلف دوتا کردی
و آن زلف دوتا هرگز یکتا نکنی دانم ۲

گر جور کنی ور نی تا کار تو می‌ماند
زین شیوه بسی افتد عمدا نکنی دانم ۳

در غارت جان و دل در زلف و لبت بازی
زیرا که چنین کاری تنها نکنی دانم ۴

چون عاشق غم‌کش را در خاک کنی پنهان
بر خویش نظر آری پیدا نکنی دانم ۵

گفتی کنم از بوسی روزی دهنت شیرین
این خود به زبان گویی اما نکنی دانم ۶

اندر عوض بوسی گر جان و تنم بردی
تا عاشق سودایی رسوا نکنی دانم ۷

گفتی که شبی با تو دستی کنم اندر کش
یارب چه دروغ است این با ما نکنی دانم ۸

گفتی که جفا کردم در حق تو ای عطار
آخر همه کس داند کانها نکنی دانم ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۴۷ - خویش را چند ز اندیشه به سر گردانم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۹ - هرگز دل پر خون را خرم نکنی دانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.