خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از درد فراق و نبود عشق یار مینالد و بیان میکند که جز رنج و اندوه از این رابطه چیزی برایش باقی نمانده است. او به هجران و صبر بیثمر خود اشاره میکند که دیگر تاب و تحملی برایش باقی نگذاشته است.
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابلدرک نباشد.
شماره ۵۹ - با من ز تو یادگار جز درد نماند
با من ز تو یادگار جز درد نماند
دور از تو ز من جز نفسی سرد نماند ۱
هجری که ز من خون جگر خورد بزیست
صبری که مراعات دلم کرد نماند ۲
دور از تو ز من جز نفسی سرد نماند ۱
هجری که ز من خون جگر خورد بزیست
صبری که مراعات دلم کرد نماند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸ - شکرست که جان لطف بر جای بماند
گوهر بعدی:شماره ۶۰ - از لشکر صبرم علمی بیش نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.