خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از سپاهان (اصفهان) انتظار کمک و یاری داشت، گمان میکرد که مردم آنجا دارای مروت و سخاوت هستند. اما متوجه میشود که آنها کورند و با وجود همه زیباییها و سرمههایی که از آنجا میآید، نابینا هستند.
متن دارای مفاهیم انتقادی و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۵۶ - گفتم ز سپاهان مدد جان خیزد
گفتم ز سپاهان مدد جان خیزد
لعلی است مروت که از آن کان خیزد ۱
کی دانستم کاهل سپاهان کورند؟
با آنهمه سرمه کز سپاهان خیزد ۲
لعلی است مروت که از آن کان خیزد ۱
کی دانستم کاهل سپاهان کورند؟
با آنهمه سرمه کز سپاهان خیزد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵ - هر دم به تو خصمی دگرم برخیزد
گوهر بعدی:شماره ۵۷ - بر عمر دراز شه علامت باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.