خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به توصیف طلوع صبح و پایان شب میپردازد. شاعر از زیباییهای طبیعت و نور امید در تاریکی سخن میگوید و از عشق و شادی در کنار غم یاد میکند. همچنین، به ستایش مظفرالدین و نوشیدن باده اشاره دارد.
متن شامل مفاهیم عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشارهای به نوشیدن باده دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۴۴ - الدیک فی صیاح واللیل فی انهزام
الدیک فی صیاح واللیل فی انهزام
والنور قد تبدی من لجة الظلام ۱
ای همچو دیده در خوروی همچو جان گرامی
چون از غم تو شادم می ده به شادکامی ۲
اسمع فداک روحی فالدیک قال حقا
یا معشر السکاری هبوا من المنام ۳
صبح است و باده حاضر می ده که کم در افتد
وقتی بدین لطیفی کاری بدین تمامی ۴
یا صاحب الاغانی اضرب علی المثانی
شعری کزهر روض فی سیدالکرام ۵
یاد مظفرالدین می خور که نوش بادت
یعنی قزل که پیشش گردون کند غلامی ۶
والنور قد تبدی من لجة الظلام ۱
ای همچو دیده در خوروی همچو جان گرامی
چون از غم تو شادم می ده به شادکامی ۲
اسمع فداک روحی فالدیک قال حقا
یا معشر السکاری هبوا من المنام ۳
صبح است و باده حاضر می ده که کم در افتد
وقتی بدین لطیفی کاری بدین تمامی ۴
یا صاحب الاغانی اضرب علی المثانی
شعری کزهر روض فی سیدالکرام ۵
یاد مظفرالدین می خور که نوش بادت
یعنی قزل که پیشش گردون کند غلامی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - یا غزالی یا غزالی لاتحدنی بالوصال
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - غرب الشمس والهوی سکنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.