خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن به بیان خودستایی و غرور از دانش و زیرکی خود می‌پردازد، اما در ادامه به ناتمامی و نارسایی‌های خود اعتراف می‌کند. او از توبیخ دیگران می‌ترسد و در نهایت به فضل خداوند توکل می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و خودشناسی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۳ - گفتم که به زیرکی تمامم

گفتم که به زیرکی تمامم
شاید که خرد بود غلامم ۱

هر چند که توسن است گردون
از دانش من شدست رامم ۲

از جهد و کفایت من است این
کز چرخ بر آمدست کامم ۳

وز غایت عقل و کاردانی
انگشت نمای خاص و عامم ۴

شاید که بدین گمان که بردم
توبیخ کنند بر دوامم ۵

امروز چو روز روشنم شد
کاندر همه کار ناتمامم ۶

گر دعوی پختگی کنم باز
مپذیر که من هنوز خامم ۷

هر چند که مرغ زیرک آمد
بر خاتم روزگار نامم ۸

شک نیست که مرغ زیرکم زانک
افتاده به پای خود به دامم ۹

بر دانش خود چو تکیه کردم
زان از می غم پرست جامم ۱۰

هم فضل خدای به که گیرد
از روی کرم در اهتمامم ۱۱
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) قالب: غزل/قصیده/قطعه تعداد ابیات: ۱۱ ۳۳۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۲ - مرا با آنکه با اقبال و با دولت سری دارم
گوهر بعدی:شماره ۳۴ - منم آنکس که شادی را سر و کاری نمی بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.