خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که به وصال معشوق نمیرسد. شاعر از عجز عقل در درک کمال معشوق و ناتوانی در رسیدن به آرزوهایش سخن میگوید. او با تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، احساسات خود را بیان میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۲۸ - دل سوختست چون به وصالت نمی رسد
دل سوختست چون به وصالت نمی رسد
جان خسته تا به صورت حالت نمی رسد ۱
از حد گذشت کار جمال تو پس رواست
گر عقل ما به کنه کمالت نمی رسد ۲
مه را چه سود گرد فلک تاختن که او؟
با حسن خود به گر جمالت نمی رسد ۳
گفتی که دل به وصل بده راضیم بدین
لیکن دل از غمت به وصالت نمی رسد ۴
مردیم از آرزوی خیال تو پس به ما
وصلت کجا رسد چو خیالت نمی رسد؟ ۵
گر در خطست دل ز غمت حق به دست اوست
کز خط غم به نقطه خالت نمی رسد ۶
با تو مجیر پر نتواند فشاند از آنک
سیمرغ عقل در پر و بالت نمی رسد ۷
جان خسته تا به صورت حالت نمی رسد ۱
از حد گذشت کار جمال تو پس رواست
گر عقل ما به کنه کمالت نمی رسد ۲
مه را چه سود گرد فلک تاختن که او؟
با حسن خود به گر جمالت نمی رسد ۳
گفتی که دل به وصل بده راضیم بدین
لیکن دل از غمت به وصالت نمی رسد ۴
مردیم از آرزوی خیال تو پس به ما
وصلت کجا رسد چو خیالت نمی رسد؟ ۵
گر در خطست دل ز غمت حق به دست اوست
کز خط غم به نقطه خالت نمی رسد ۶
با تو مجیر پر نتواند فشاند از آنک
سیمرغ عقل در پر و بالت نمی رسد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷ - رخت عاشقان را نظر می پذیرد
گوهر بعدی:شماره ۲۹ - با سر زلف تو مرا کار به جایی نرسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.