خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از درد عشق، فرار عقل از درمان، سوختن دل و ناتوانی در مقابله با جذبه معشوق میسراید. تصاویری مانند تیر مژگان، سوختن دل و طوفان خون دل، شدت رنج عاشق را نشان میدهد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات شدید است که درک آن برای نوجوانان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین استفاده از استعارههای ادبی و زبان شعری کلاسیک، فهم متن را برای سنین پایینتر چالشبرانگیز میکند.
شماره ۱۳ - با غمت دل زحمت جان بر نتافت
با غمت دل زحمت جان بر نتافت
جان که زلفت دید ایمان بر نتافت ۱
عقل با درد تو از درمان گریخت
بوالعجب دردا که درمان بر نتافت ۲
تیر مژگانت ز باریکی که بود
چند کردم جهد، پیکان بر نتافت ۳
دل ز عشق و عشوه گرمت بسوخت
حجره ای رخت دو سلطان بر نتافت ۴
دیده چون از خون دل پر شد بریخت
تنگ جایی بود طوفان بر نتافت ۵
هر چه می خواهی بکن کز آسمان
هیچ نامد بر زمین کان بر نتافت ۶
دفتر از دل ساخت در عشقت مجیر
کانچه جورت کرد دیوان بر نتافت ۷
جان که زلفت دید ایمان بر نتافت ۱
عقل با درد تو از درمان گریخت
بوالعجب دردا که درمان بر نتافت ۲
تیر مژگانت ز باریکی که بود
چند کردم جهد، پیکان بر نتافت ۳
دل ز عشق و عشوه گرمت بسوخت
حجره ای رخت دو سلطان بر نتافت ۴
دیده چون از خون دل پر شد بریخت
تنگ جایی بود طوفان بر نتافت ۵
هر چه می خواهی بکن کز آسمان
هیچ نامد بر زمین کان بر نتافت ۶
دفتر از دل ساخت در عشقت مجیر
کانچه جورت کرد دیوان بر نتافت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲ - دل سپر بفکند چون درد تو را درمان نداشت
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - به دلی وصل تو در نتوان یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.