خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر بیان میکند که چگونه عشق و دوری از معشوق باعث درد و اندوه شده، اما در نهایت، شادی و آرامش بازمیگردد. همچنین، اشارهای به بهبودی زخمهای عاطفی و رهایی از غم دارد.
مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک ظرافتهای ادبی و معنایی آن نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳ - آب آن عارض خرم برخاست
آب آن عارض خرم برخاست
تاب آن طره پر خم برخاست ۱
آنکه بی عشق تو درمانم بود
شاد بنشست وز ماتم برخاست ۲
وانکه می کرد سر اندر سر غم
پای کوبان ز سر غم برخاست ۳
زخمهایی که زدی بر دل ما
همه بی زحمت مرهم برخاست ۴
آتش سوختگان هم بنشست
دل افتاده ما هم برخاست ۵
تو ندانسته ای ار نه چو مجیر
پاک بازی ز جهان کم برخاست ۶
تاب آن طره پر خم برخاست ۱
آنکه بی عشق تو درمانم بود
شاد بنشست وز ماتم برخاست ۲
وانکه می کرد سر اندر سر غم
پای کوبان ز سر غم برخاست ۳
زخمهایی که زدی بر دل ما
همه بی زحمت مرهم برخاست ۴
آتش سوختگان هم بنشست
دل افتاده ما هم برخاست ۵
تو ندانسته ای ار نه چو مجیر
پاک بازی ز جهان کم برخاست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - بیا بنشین که دلها بی تو برخاست
گوهر بعدی:شماره ۴ - بلبل آمد به در باغ و ز گل راه بخواست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.