خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و جفای معشوق و رنجهای عاشقی میگوید. او از سوختن در راه عشق، بیوفایی معشوق و تلخیهای این راه سخن میگوید، اما در عین حال به شکرگزاری و امیدواری نیز اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند جفا و رنج عاشقی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن مناسب نباشد.
شماره ۱ - سوخت دل از عشق دوست دوست دمی در نساخت
سوخت دل از عشق دوست دوست دمی در نساخت
خواند مرا وز دو لب ما حضری بر نساخت ۱
من به وفا سوختم پرده دل گر چه او
راه جفا زد چنانک پرده دیگر نساخت ۲
شکر کنم گر چه شد شکر من زهر او
بو که بسازد مرا زهر چو شکر نساخت ۳
با تو بسازیم گفت ار کنی از دل کباب
من همه تن سوختم و آن بت کافر نساخت ۴
تا رخ خوبش نزاد عشق، ستمگر نشد
تا سر زلفش ندید فتنه مزور نساخت ۵
دید که شد تنگدست بر سر کویش مجیر
رخ ننمود از نقاب تا ز رخش زر نساخت ۶
خواند مرا وز دو لب ما حضری بر نساخت ۱
من به وفا سوختم پرده دل گر چه او
راه جفا زد چنانک پرده دیگر نساخت ۲
شکر کنم گر چه شد شکر من زهر او
بو که بسازد مرا زهر چو شکر نساخت ۳
با تو بسازیم گفت ار کنی از دل کباب
من همه تن سوختم و آن بت کافر نساخت ۴
تا رخ خوبش نزاد عشق، ستمگر نشد
تا سر زلفش ندید فتنه مزور نساخت ۵
دید که شد تنگدست بر سر کویش مجیر
رخ ننمود از نقاب تا ز رخش زر نساخت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:قصاید
گوهر بعدی:شماره ۲ - بیا بنشین که دلها بی تو برخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.