این متن درباره دشواریهای پژوهش در تاریخ و فرهنگ اقوام باستانی است. شاعر بیان میکند که اطلاعات تاریخی به دلیل گذشت زمان در تاریکی فرو رفته و دستیابی به حقایق تاریخی دشوار است. تنها راهنمای ما در این راه، روایتهای شفاهی، آثار باقیمانده از گذشته و ریشهشناسی واژگان است. متن اشاره میکند که کشفیات باستانشناسی مانند آثار کلدانیان میتوانند کلیدی برای گنجینههای تاریخی باشند.
متن دارای مفاهیم فلسفی و تاریخی پیچیدهای است که درک آنها به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین استفاده از زبان شعر کهن فارسی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۳ - در احوال عصر تاریکی و اساتیر
که از قوم پیشین زند داستان ۱
چنین گفت: کاین هر که جوید همی
به تاریکی اندر بپوید همی ۲
که احوال پیشین به تاریکی است
خرد را در این راه باریکی است ۳
به تیره شب اندر توان ماه جست
ولیکن نیارد کس این راه جست ۴
نه بنوشته بود است تاریخشان
نه کس می بداند بن و بیخ شان ۵
مگر یاد دارد پسر از پدر
بگوید فسانه تو را سر به سر ۶
که هر کاو به تاریخ شد رهنمون
ز افسانه تاریخ آرد برون ۷
و پا خود نشان ها و آثار پیش
تو را رهنمایی کند کم و بیش ۸
که هر چه از زمین آید اکنون پدید
شود گنج های کهن را کلید ۹
چنان چون درین عصر کامد عیان
همه خشت و آثار کلدانیان ۱۰
و باز اشتقاقات و نام لغات
نماید تو را صورت واقعات ۱۱
وگرنه خود را درین راه نیست
کس از راز پوشیده آگاه نیست ۱۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.