خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از دردها و رنجهای زندگی خود گله میکند. او از غمهای زمانه، آشفتگی درونش، رسوایی و آلودگیای که به ناموسش نسبت داده میشود و پاکی دامانش که مورد سرزنش قرار گرفته، شکایت دارد.
مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به موضوعاتی مانند رسوایی و آلودگی نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.
شماره ۱۱ - عمریست دلم از غم دوران گله دارد
عمریست دلم از غم دوران گله دارد
آئینه ام از نقش پریشان گله دارد ۱
ناموس کند شکوه بسی از من رسوا
زآلودگی ام پاکی دامان گله دارد ۲
آئینه ام از نقش پریشان گله دارد ۱
ناموس کند شکوه بسی از من رسوا
زآلودگی ام پاکی دامان گله دارد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰ - گر فلک سازد جدا از آن گوهر یکتا مرا
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - ندهی گوش خود به فریادم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.