خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از درد عشق و ناکامی میگوید و با استفاده از تصاویری مانند چشم مخمور، خون دل، خنجر قاتل و آب چشم، غم و اندوه خود را بیان میکند. او روزگار را مقصر میداند و معتقد است که خوشدلی در سرنوشت او وجود ندارد.
این متن دارای مضامین عاشقانهی غمگین و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند خون دل و خنجر قاتل ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۸ - بس که ساغر چشم مخمورش ز خون دل گرفت
بس که ساغر چشم مخمورش ز خون دل گرفت
رنگ خون مژگان او چون خنجر قاتل گرفت ۱
خوشدلی در طالع من نیست گویا روزگار
در سرشتم آب از چشم تری در گل گرفت ۲
رنگ خون مژگان او چون خنجر قاتل گرفت ۱
خوشدلی در طالع من نیست گویا روزگار
در سرشتم آب از چشم تری در گل گرفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - در جهان از داوری هرگز نیاید داوری
گوهر بعدی:شماره ۹ - گرچه ما را دسترس بر دامن آن ماه نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.