خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر به دنبال یافتن گوشهای دور از دنیا برای عزلت و آرامش است. او از خشکی چشم و نبود نور در زندگی شکایت دارد و آرزو میکند چشمانی پر از اشک مانند شمع داشته باشد. همچنین، او از فروپاشی بزم عیش و شادی مانند پراکنده شدن گلها میگوید و تصمیم میگیرد در گلشن دلش مانند غنچهای باز شود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شمارهٔ ۱ - آغاز
گر برون از هر دو عالم گوشه ای پیدا کنم
می روم تا عزلتی از مردم دنیا کنم ۱
دیده بی اشگ را چون چشم عینک نور نیست
شمع سان می خواستم چشم تری پیدا کنم ۲
بزم عیش از یک دگر پاشید چون اوراق گل
تا درین گلشن دل چون غنچه رفتم واکنم ۳
می روم تا عزلتی از مردم دنیا کنم ۱
دیده بی اشگ را چون چشم عینک نور نیست
شمع سان می خواستم چشم تری پیدا کنم ۲
بزم عیش از یک دگر پاشید چون اوراق گل
تا درین گلشن دل چون غنچه رفتم واکنم ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:قصاید
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲ - در استمهال از پرداخت وام فرماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.