خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن به بیان درد و رنج مردم تحت ستم و بی‌عدالتی حکومت‌ها می‌پردازد. شاعر از ظلم شاهان شکایت کرده و از خدا می‌خواهد که به فقرا کمک کند. همچنین، او از گم‌کرده‌ راهی خود و امید به نجات سخن می‌گوید. در پایان، متن به اهمیت عدالت و ترحم بر بی‌گناهان اشاره دارد.

متن دارای مضامین انتقادی نسبت به حکومت و بی‌عدالتی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی مفاهیم عرفانی و اخلاقی آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۵۴ - چو باشد مایل بیداد شاهی

چو باشد مایل بیداد شاهی
چه خیزد از فغان دادخواهی

ببخشا بر تهیدستان خدا را
بشکر آنکه داری دستگاهی

شبست و وادی و گمکرده راهم
مگر آید زغیبم خضر راهی

زخیل آن سگانم کو ندارد
بغیر از آستان تو پناهی

عجب دارم که چون میرم باین سوز
گلی روید زخاکم یا گیاهی

در آن ملکی که شاهی داورش نیست
مبارک ملکی و فرخنده شاهی!

طبیب خسته را بیجا مرنجان
حذر میکن ز آه بی گناهی
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۳ - تو که ای امیر داری ز سراغ من فراغی
گوهر بعدی:شماره ۱۵۵ - چنین که باغم گرفته ام خو مخوان ببزمم به میگساری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.