خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر با وجود رنجها و دردها، شکرگزار آشنایی با درد است و از جستجوی معشوق با پای برهنه سخن میگوید. او خود را مانند بلبلی بینوا تصویر میکند که از گلشن معشوق دور مانده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد.
شماره ۱۱۲ - بصد بلا زغمت گرچه مبتلا شده ام
بصد بلا زغمت گرچه مبتلا شده ام
هزار شکر که با درد آشنا شده ام
زخار ما همه گل می دمد بدامن دشت
به جستجوی تو تامن برهنه پا شده ام
جدا ز گلشن کویت طبیب از حسرت
بسان بلبل تصویر بینوا شده ام
هزار شکر که با درد آشنا شده ام
زخار ما همه گل می دمد بدامن دشت
به جستجوی تو تامن برهنه پا شده ام
جدا ز گلشن کویت طبیب از حسرت
بسان بلبل تصویر بینوا شده ام
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱ - بی تو خود را بسکه از تاب و توان انداختم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳ - شب شد که شکوه ها ز دل تنگ برکنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.