خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و دل‌بستگی به معشوق سخن می‌گوید. او از یادگاری‌های معشوق، غم هجران، بی‌قراری و امید به وصال می‌نالد. همچنین، به نگاه معشوق و تأثیر آن بر خود اشاره می‌کند و از سوختن دل و جان در راه عشق می‌گوید.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و دل‌سوختگی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۰۵ - از سر زلف نگاری دو سه تاری دارم

از سر زلف نگاری دو سه تاری دارم
یادگاری ز سر زلف نگاری دارم

چه دهم دل بکسی تا غم یاری دارم
کاین دل خون شده را از پی کاری دارم

برد اندیشه یاری ز بس از کار مرا
خبرم نیست که اندیشه یاری دارم

به نگاهی که به سویم کند از گوشه چشم
قانعم گر هوس بوس و کناری دارم

سادگی بین که درین بحر که پایانش نیست
گشته ام غرقه و امید کناری دارم

گر نیارم بنظر تاج شهان معذورم
دیده بر گرد ره شاهسواری دارم

بیقرارم مکن از وعده وصلت زنهار
که همان با غم هجر تو قراری دارم

مزن از ناله بمن آتش ازین بیش طبیب
که دل سوخته و جان فگاری دارم
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۴ - مپسند از درت ای دوست غمین برخیزم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶ - صبح محشر که من از خواب گران برخیزم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.