خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساسات عمیق و عاشقانهی شاعر است که در آن از عشق و هجران معشوق سخن میگوید. شاعر از درد هجران و اشتیاق به وصال معشوق مینالد و در عین حال، زیبایی و جمال معشوق را ستایش میکند. او احساس میکند که همهچیز در وجود معشوق خلاصه شده و بدون او، زندگی برایش بیمعناست.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد تا بتواند به درستی درک شود.
غزل ۴۷۵ - نه ز وصل تو نشان مییابم
نه ز وصل تو نشان مییابم
نه ز هجر تو امان مییابم ۱
دشنهٔ هجر توام کشت از آنک
تشنهٔ وصل تو جان مییابم ۲
از میان تو چو مویی شدهام
که تورا موی میان مییابم ۳
به یقین از دهن پرشکرت
اثری هم به گمان مییابم ۴
بر رخت تا به نگویی سخنی
میندانم که دهان مییابم ۵
در صفات لبت از غایت عجز
عقل را کند زبان مییابم ۶
دل و جان بر چو لبت آن دارد
کین همه لایق آن مییابم ۷
زان به روی تو جهان روشن شد
که تورا شمع جهان مییابم ۸
آنچه از خلق نهان میجستم
در جمال تو عیان مییابم ۹
بی تو عطار جگر سوخته را
نتوان گفت چه سان مییابم ۱۰
نه ز هجر تو امان مییابم ۱
دشنهٔ هجر توام کشت از آنک
تشنهٔ وصل تو جان مییابم ۲
از میان تو چو مویی شدهام
که تورا موی میان مییابم ۳
به یقین از دهن پرشکرت
اثری هم به گمان مییابم ۴
بر رخت تا به نگویی سخنی
میندانم که دهان مییابم ۵
در صفات لبت از غایت عجز
عقل را کند زبان مییابم ۶
دل و جان بر چو لبت آن دارد
کین همه لایق آن مییابم ۷
زان به روی تو جهان روشن شد
که تورا شمع جهان مییابم ۸
آنچه از خلق نهان میجستم
در جمال تو عیان مییابم ۹
بی تو عطار جگر سوخته را
نتوان گفت چه سان مییابم ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۴ - ای برده به آبروی آبم
گوهر بعدی:غزل ۴۷۶ - از عشق تو من به دیر بنشستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.