خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق میگوید و از رنجهای عاشقی شکایت میکند. او از زلفِ درهمتنیدهٔ معشوق به عنوان دام یاد میکند و امیدش را به وصل، مانند روزهداری که انتظار افطار دارد، توصیف میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی مانند 'زلفِ درهمتنیده' و 'روزهدار' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۴۴ - تا چند دلم را به غمی رام کنی
تا چند دلم را به غمی رام کنی
در سلسله زلف تو در دام کنی ۱
در چین سر زلف تو گوش امید
تا چند چو روزه دار بر شام کنی ۲
در سلسله زلف تو در دام کنی ۱
در چین سر زلف تو گوش امید
تا چند چو روزه دار بر شام کنی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۳ - تا چند دلا ناله و فریاد کنی
گوهر بعدی:شماره ۳۴۵ - ای دوست چه شد چه شد که یادم نکنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.