خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از ناملایمات روزگار شکایت دارد و تنها مایهٔ امید و آرامش خود را لطف و محبت معشوق میداند. او در انتظار یاری نشسته است، اما فریادرسی نمییابد.
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، درک ظرافتهای شعر کلاسیک فارسی معمولاً به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد.
شماره ۳۲۷ - بیچاره دل از فلک جفا برده بسی
بیچاره دل از فلک جفا برده بسی
جز لطف توأم در دو جهان نیست کسی ۱
من منتظرم نشسته بر راه امید
فریادرسم که نیست فریادرسی ۲
جز لطف توأم در دو جهان نیست کسی ۱
من منتظرم نشسته بر راه امید
فریادرسم که نیست فریادرسی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۶ - گویند که دوش شحنگان تتری
گوهر بعدی:شماره ۳۲۸ - سرگردانم چو گوی در دست کسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.