خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از درد دوری معشوق شکایت میکند و بیان میکند که بدون دیدن چهره او چگونه میتواند آرام بگیرد. او از معشوق میخواهد که در آینه، جمال خود را ببیند و انصاف دهد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۵۱ - تا چند ز هجر تو زبون بنشینم
تا چند ز هجر تو زبون بنشینم
در دیده خود میان خون بنشینم ۱
در آینه بین جمال و انصاف بده
بی روی تو ای نگار چون بنشینم ۲
در دیده خود میان خون بنشینم ۱
در آینه بین جمال و انصاف بده
بی روی تو ای نگار چون بنشینم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۰ - ابروی تو پیوسته به خم می بینم
گوهر بعدی:شماره ۲۵۲ - تا دیده شد از شب وصالت محروم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.