خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد عشق و دلباختگی به معشوق میگوید و از درماندگی در برابر جمال او سخن میگوید. او در آستانه عید، روی معشوق را به عنوان عیدی دلخواه طلب میکند و خود را فدای خیال دوست میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان نامفهوم باشد.
شماره ۲۴۶ - با درد تو ای نگار درمان چه کنم
با درد تو ای نگار درمان چه کنم
با عشق رخ تو سر و سامان چه کنم ۱
عیدست مرا روی دلارات بگو
در پای خیال دوست قربان چه کنم ۲
با عشق رخ تو سر و سامان چه کنم ۱
عیدست مرا روی دلارات بگو
در پای خیال دوست قربان چه کنم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۵ - چون من قد و بالای تو را یاد کنم
گوهر بعدی:شماره ۲۴۷ - گفتم که دگر چشم به دلبر نکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.