خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از درد و غم عشق میگوید و بیان میکند که دلش از غم عشق سرگشته و آشفته است. با وجود بلندای بلا و رنج، دلش همچون سروی در بند، اسیر قد معشوق است.
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۳۶ - از دست غم تو تا توانست دلم
از دست غم تو تا توانست دلم
سرگشته ز غم گرد جهانست دلم ۱
هرچند که بالاش بلاییست بلند
در بند قد سرو روانست دلم ۲
سرگشته ز غم گرد جهانست دلم ۱
هرچند که بالاش بلاییست بلند
در بند قد سرو روانست دلم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۵ - از دست غمت به جان رسیدست دلم
گوهر بعدی:شماره ۲۳۷ - زین بیش بتا مجوی آزار دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.