خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که دلش در آتش عشق دوست سوخته و جان، سر و عمر خود را از دست داده است. وقتی از او میپرسند چرا با غم عشق کنار نیامده، پاسخ میدهد که دلش اجازه این کار را نمیداده است.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آنها به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۳۳ - در آتش روی دوست بگداخت دلم
در آتش روی دوست بگداخت دلم
جان و سر و عمر خویش در باخت دلم ۱
گویند چرا نساختی با غم او
گفتم چه کنم چون که نمی ساخت دلم ۲
جان و سر و عمر خویش در باخت دلم ۱
گویند چرا نساختی با غم او
گفتم چه کنم چون که نمی ساخت دلم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۲ - بنگر به گل دو رنگ ای ماه عجم
گوهر بعدی:شماره ۲۳۴ - در عشق رخت ز من رمیدست دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.