خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، شاعر از گفتوگویی بین دل و خودش سخن میگوید. دل به او میگوید به سوی گلستان ارم برود، اما او نگران است که در به رویش باز نشود. دل پاسخ میدهد که اگر در باز نشد، با او بیادبی خواهد شد، اما شاعر امیدوار است که چنین اتفاقی نیفتد.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۱۵ - دل گفت برو سوی گلستان ارم
دل گفت برو سوی گلستان ارم
گفتم چه کنم گر نگشایند درم ۱
گفتا بکند با تو چنین بی ادبی
گفتم نکند گر او بدیعست برم ۲
گفتم چه کنم گر نگشایند درم ۱
گفتا بکند با تو چنین بی ادبی
گفتم نکند گر او بدیعست برم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۴ - با دل گفتم که با تو رازی دارم
گوهر بعدی:شماره ۲۱۶ - خورشید رخا من به کمند تو درم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.