خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از درد فراق و هجران معشوق میگوید و از طبیب میخواهد که به فریاد دلش برسد. او احساس میکند که مانند خورشید، مهجور و از باده هجران، مخمور شده است.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استفاده از استعارههای ادبی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نیاز دارد.
شماره ۲۰۹ - از روی چو خورشید تو مهجور شدم
از روی چو خورشید تو مهجور شدم
وز باده هجران تو مخمور شدم ۱
فریاد دلم رس ای طبیب از سر لطف
کز درد فراق دوست رنجور شدم ۲
وز باده هجران تو مخمور شدم ۱
فریاد دلم رس ای طبیب از سر لطف
کز درد فراق دوست رنجور شدم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۸ - بر یاد لبت شبی به روز آوردم
گوهر بعدی:شماره ۲۱۰ - بس زهر که از دست غمت نوشیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.