خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و از رنجهای عاشقی شکایت دارد. او از دیدن زیبایی معشوق محروم مانده و از غمزههای خونین او گله میکند.
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'خون ریختن' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۱۸۴ - پا بسته ابروت شدم همچو هلال
پا بسته ابروت شدم همچو هلال
در دیده نشد هنوز آن حسن و جمال ۱
تا چند به نوک غمزه خونم ریزی
ای دوست که کرد خون ما بر تو حلال ۲
در دیده نشد هنوز آن حسن و جمال ۱
تا چند به نوک غمزه خونم ریزی
ای دوست که کرد خون ما بر تو حلال ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۳ - گفتم که چو ابرویت که دیدست هلال
گوهر بعدی:شماره ۱۸۵ - گل گفت به خنده صبحدم با بلبل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.