خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد فراق و دوری از معشوق مینالد و خود را به شمعی تشبیه میکند که در فراق یار سوخته و گریان است. او تمام شب را بیدار و گریان بر بالین معشوق میگذراند در حالی که معشوق در خواب است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۷۷ - زردم ز فراق روی دلدار چو شمع
زردم ز فراق روی دلدار چو شمع
تا کی بودم دیده خونبار چو شمع ۱
تو خفته و من خراب و گریان همه شب
تا صبح به بالین تو بیدار چو شمع ۲
تا کی بودم دیده خونبار چو شمع ۱
تو خفته و من خراب و گریان همه شب
تا صبح به بالین تو بیدار چو شمع ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۶ - من سوخته در فراق یارم چون شمع
گوهر بعدی:شماره ۱۷۸ - بر روی دلم نشسته بین گرد فراق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.