خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از خستگی و رنج خود میگوید و از معشوق میخواهد به حال او نظر کند. او در دریای غم معشوق غرق شده و از ساحل شادی و آرامش خبری نیست.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد.
شماره ۱۵۲ - بر روی توأم خسته ولی بسته جگر
بر روی توأم خسته ولی بسته جگر
بر حال من خسته دل انداز نظر ۱
در بحر غمت غریق گشتم جانا
بر ساحل ذوقی ز منت نیست خبر ۲
بر حال من خسته دل انداز نظر ۱
در بحر غمت غریق گشتم جانا
بر ساحل ذوقی ز منت نیست خبر ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۱ - دل بی تو چرا جهان ببیند آخر
گوهر بعدی:شماره ۱۵۳ - رنگ رخ تو گلست و لعل تو شکر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.