خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و غصهای میگوید که طبیب قادر به درمان آن نیست و از باد میخواهد به یارش پیام ببرد که مانند زلف پریشانش، حالش را پریشان نکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری مانند 'زلف پریشان' ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۲۶ - این درد مرا طبیب درمان نکند
این درد مرا طبیب درمان نکند
وین غصّه مشکل من آسان نکند ۱
ای باد به یار من بگو کز سر لطف
چون زلف خودم حال پریشان نکند ۲
وین غصّه مشکل من آسان نکند ۱
ای باد به یار من بگو کز سر لطف
چون زلف خودم حال پریشان نکند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۵ - فریاد ز دست جور این چرخ بلند
گوهر بعدی:شماره ۱۲۷ - چون قدّ تو سرو سرفرازی نکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.