خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که با رفتن بهار (گل)، باید از جهان و مردم کناره گرفت و در گوشهای خلوت با کتاب، معشوق و شراب به آرامش رسید. این متن توصیفکنندهٔ انزوا و لذتهای سادهٔ زندگی است.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به 'لب جام' (شراب) نیاز به درک مناسب از استعارههای ادبی دارد.
شماره ۹۷ - گل رفت وداع گل ز جان باید کرد
گل رفت وداع گل ز جان باید کرد
از خلق جهان مرا نهان باید کرد ۱
کنجی و کتابی و نگار و لب جام
درخور چو چنین است چنان باید کرد ۲
از خلق جهان مرا نهان باید کرد ۱
کنجی و کتابی و نگار و لب جام
درخور چو چنین است چنان باید کرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶ - گفتم که جهان مگر وفا خواهد کرد
گوهر بعدی:شماره ۹۸ - ای سرو چمن چیده ز بالای تو درد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.