خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی خود سخن می‌گوید. او از درد و شادی ناشی از عشق، وصال و فراق، و فداکاری در راه معشوق صحبت می‌کند. شاعر عشق را به عنوان نیرویی توصیف می‌کند که حتی در سختی‌ها و فداکاری‌ها، خوشی و رضایت به همراه می‌آورد.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری و درد عشق نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد تا به درستی درک شود.

مشاهده کامل

غزل ۴۳۴ - ای ز عشقت این دل دیوانه خوش

ای ز عشقت این دل دیوانه خوش
جان و دردت هر دو در یک خانه خوش ۱

گر وصال است از تو قسمم گر فراق
هست هر دو بر من دیوانه خوش ۲

من چنان در عشق غرقم کز توام
هم غرامت هست و هم شکرانه خوش ۳

دل بسی افسانهٔ وصل تو گفت
تا که شد در خواب ازین افسانه خوش ۴

گر تو ای دل عاشقی پروانه‌وار
از سر جان درگذر مردانه خوش ۵

نه که جان درباختن کار تو نیست
جان فشاندن هست از پروانه خوش ۶

قرب سلطان جوی و پروانه مجوی
روستایی باشد از پروانه خوش ۷

گر تو مرد آشنایی چون شوی
از شرابی همچو آن بیگانه خوش ۸

هر که صد دریا ندارد حوصله
تا ابد گردد به یک پیمانه خوش ۹

مرد این ره آن زمانی کز دو کون
مفلسی باشی درین ویرانه خوش ۱۰

تو از آن مرغان مدان عطار را
کز دو عالم آیدش یک دانه خوش ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳۳ - هر مرد که نیست امتحانش
گوهر بعدی:غزل ۴۳۵ - می‌شد سر زلف در زمین کش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.