خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد دل و رنجهای خود میگوید و از بیعدالتی و جور معشوق شکایت میکند. او از سلطان حسن میخواهد که به حال دردمندان ترحم کند و به ضعیفان توجه نماید. شاعر همچنین به دنبال درمان درد خود در دوستی میگردد و از دوران وصلت پر ماجرا گله میکند.
متن دارای مفاهیم عاطفی و اجتماعی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق عاشقانه و اخلاقی، آن را برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب میسازد.
شماره ۱۳۹۷ - نمی یابم به درد دل دوایی
نمی یابم به درد دل دوایی
ز دست جور شوخ دلربایی ۱
بگو شاها چه ننگ و عار خیزد
نظر گر افکنی سوی گدایی ۲
گذاری کی کنی سوی ضعیفان
رسد در گوشت از ما هم دعایی ۳
ز خود بیگانه ام مشمر از این بیش
مکن بیگانگی با آشنایی ۴
طبیب درد من چون دوست باشد
بگو تا خود ز که جویم دوایی ۵
چرا ای دوست در دوران وصلت
نباشد کار ما بی ماجرایی ۶
چو بالایش بدیدم گفتم ای دل
نه بالا باشد آن باشد بلایی ۷
تویی سلطان حسن آخر چه باشد
اگر رحمت کنی بر بینوایی ۸
ترحّم کن به حال دردمندان
که باشد نیک و یابی هم جزایی ۹
ز دست جور شوخ دلربایی ۱
بگو شاها چه ننگ و عار خیزد
نظر گر افکنی سوی گدایی ۲
گذاری کی کنی سوی ضعیفان
رسد در گوشت از ما هم دعایی ۳
ز خود بیگانه ام مشمر از این بیش
مکن بیگانگی با آشنایی ۴
طبیب درد من چون دوست باشد
بگو تا خود ز که جویم دوایی ۵
چرا ای دوست در دوران وصلت
نباشد کار ما بی ماجرایی ۶
چو بالایش بدیدم گفتم ای دل
نه بالا باشد آن باشد بلایی ۷
تویی سلطان حسن آخر چه باشد
اگر رحمت کنی بر بینوایی ۸
ترحّم کن به حال دردمندان
که باشد نیک و یابی هم جزایی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹۶ - بی وصل تو ندارد جان با تن آشنایی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۹۸ - گذشت حسن نگارم ز حد زیبایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.