خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد فراق و هجران معشوق شکایت میکند و از رنجهای عشق و بیوفایی یار مینالد. او از غم و اندوهی که معشوق بر دلش نهاده است گله میکند و از این که روز به روز از محبتش کاسته میشود، اظهار ناراحتی میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و اندوه ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال نامناسب باشد.
شماره ۱۳۷۱ - تا به کی جانا دلم پر خون کنی
تا به کی جانا دلم پر خون کنی
وز میان دیده ام بیرون کنی ۱
تا کی از بار فراقت دلبرا
پشت امّید مرا چون نون کنی ۲
تا کی از هجر خود ای لیلی عهد
در غم عشق خودم مجنون کنی ۳
در فراق روی خوبت تا بچند
جویبار دیده ام جیحون کنی ۴
این دل پردرد بی درمان من
از غم هجران خود محزون کنی ۵
کم کنی هر روز از ما دوستی
در جهان با دشمنان افزون کنی ۶
ای دل مسکین بساز و دم مزن
ور نسازی با غم او چون کنی ۷
وز میان دیده ام بیرون کنی ۱
تا کی از بار فراقت دلبرا
پشت امّید مرا چون نون کنی ۲
تا کی از هجر خود ای لیلی عهد
در غم عشق خودم مجنون کنی ۳
در فراق روی خوبت تا بچند
جویبار دیده ام جیحون کنی ۴
این دل پردرد بی درمان من
از غم هجران خود محزون کنی ۵
کم کنی هر روز از ما دوستی
در جهان با دشمنان افزون کنی ۶
ای دل مسکین بساز و دم مزن
ور نسازی با غم او چون کنی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۷۰ - ای ماه اگر به گوشه گلشن نظر کنی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷۲ - دلبرا با من جفا تا کی کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.