خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن میگوید و از معشوق میخواهد که با لطف و محبت خود، او را از این غم نجات دهد. او خود را بندهای وفادار میداند و از معشوق درخواست بخشش و مهربانی دارد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۳۶۵ - بده ساقی تو جام ارغوانی
بده ساقی تو جام ارغوانی
ز دست غم مگر بازم رهانی ۱
تن مسکین من از درد عشقت
گرفته چون دو چشمت ناتوانی ۲
به هرزه در سر کار تو کردم
من خسته جگر جان و جوانی ۳
به لعل دلکشش گفتم خدا را
بیا بوسی بده تا جان ستانی ۴
روان پیش من آ ای سرو آزاد
که جانم را دل و تن را روانی ۵
به الطاف عمیمت ای دلارام
چه باشد گر ز هجرم وارهانی ۶
چو من از بندگانت بنده ای ام
کرم کن چون تو سلطان جهانی ۷
ز دست غم مگر بازم رهانی ۱
تن مسکین من از درد عشقت
گرفته چون دو چشمت ناتوانی ۲
به هرزه در سر کار تو کردم
من خسته جگر جان و جوانی ۳
به لعل دلکشش گفتم خدا را
بیا بوسی بده تا جان ستانی ۴
روان پیش من آ ای سرو آزاد
که جانم را دل و تن را روانی ۵
به الطاف عمیمت ای دلارام
چه باشد گر ز هجرم وارهانی ۶
چو من از بندگانت بنده ای ام
کرم کن چون تو سلطان جهانی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۶۴ - تو جام جهان نمای جانی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶۶ - صبا حال دلم را نیک دانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.