خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و محبت نافرجام خود میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. او از غم و اندوه خود سخن میگوید و بیان میکند که معشوق به نیازهای او توجهی ندارد. شاعر همچنین از ثابت قدم بودن خود در عشق و از زیبایی معشوق سخن میگوید.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای گروههای سنی پایین دشوار باشد.
شماره ۱۳۱۶ - تو تا کی با من مسکین نسازی
تو تا کی با من مسکین نسازی
به زاری در غم هجرم گدازی ۱
من از غم گر نسوزم پس چه سازم
تو با من گر نسازی با که سازی ۲
نیاز من نمی دانی که چندست
که از من وز چو من صد بی نیازی ۳
نیابی در جهان چندانکه جویی
چو من ثابت قدم در عشق بازی ۴
ز چنگ محنتم بستان و بنواز
به رغم دشمنم گر می نوازی ۵
به بستان سرفرازد سرو با وی
ترا زیبد نگارا سرفرازی ۶
الا ای سرو ناز بوستانی
سزد گر پیش بالایش بنازی ۷
به زاری در غم هجرم گدازی ۱
من از غم گر نسوزم پس چه سازم
تو با من گر نسازی با که سازی ۲
نیاز من نمی دانی که چندست
که از من وز چو من صد بی نیازی ۳
نیابی در جهان چندانکه جویی
چو من ثابت قدم در عشق بازی ۴
ز چنگ محنتم بستان و بنواز
به رغم دشمنم گر می نوازی ۵
به بستان سرفرازد سرو با وی
ترا زیبد نگارا سرفرازی ۶
الا ای سرو ناز بوستانی
سزد گر پیش بالایش بنازی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۱۵ - بس دولت فیروزست در پای تو سربازی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱۷ - تا کی ز سر زلف تو ما را ننوازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.