خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از تنهایی، بییاری و غمهایش میگوید. او از نبود یار و غمخوار شکایت دارد و از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. همچنین، به زیبایی معشوق و دردهای عشق اشاره میکند.
متن حاوی مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و تنهایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۲۸۴ - به حکم آنکه مرا نیست در جهان یاری
به حکم آنکه مرا نیست در جهان یاری
ز خویشتن بترم نیست در نظر باری ۱
مرا نه دل نه دلارام و نه رفیق و نه یار
غمم بسیست ولی نیست هیچ غمخواری ۲
ز یار هست بسی بر دل ضعیفم بار
ولی نمی دهدم یار بر درش باری ۳
به دوستی دل ما برد و قصد جانم کرد
خدای را که، که دیدست ازین ستمکاری ۴
به خواریم همه عالم گواه حال شدند
که نیست در همه عالم چو تو جگرخواری ۵
به طنز گفت که در کار عشق ما چونی
چه بهترست مرا در جهان از این کاری ۶
که دید بلبل مستی چو من به باغ جهان
که دید چون رخ خوب تو حسن گلزاری ۷
رسید ناله زارم به هرکه در عالم
به گوش تو نرسیده فغان بیداری ۸
هزار بار بیازردم از غم هجران
چه باشد ار بنوازی به وصل یکباری ۹
ز خویشتن بترم نیست در نظر باری ۱
مرا نه دل نه دلارام و نه رفیق و نه یار
غمم بسیست ولی نیست هیچ غمخواری ۲
ز یار هست بسی بر دل ضعیفم بار
ولی نمی دهدم یار بر درش باری ۳
به دوستی دل ما برد و قصد جانم کرد
خدای را که، که دیدست ازین ستمکاری ۴
به خواریم همه عالم گواه حال شدند
که نیست در همه عالم چو تو جگرخواری ۵
به طنز گفت که در کار عشق ما چونی
چه بهترست مرا در جهان از این کاری ۶
که دید بلبل مستی چو من به باغ جهان
که دید چون رخ خوب تو حسن گلزاری ۷
رسید ناله زارم به هرکه در عالم
به گوش تو نرسیده فغان بیداری ۸
هزار بار بیازردم از غم هجران
چه باشد ار بنوازی به وصل یکباری ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۸۳ - گر شبی روی چو ماه تو دو چشمم دیدی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸۵ - مگر با ما سر یاری نداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.