خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه بیانگر درد و رنج ناشی از هجران و آرزوی وصال معشوق است. شاعر از دوری معشوق شکایت کرده و آرزو می‌کند که ای کاش چاره‌ای برای این درد می‌یافت یا شب‌های وصال همیشگی بود. همچنین، او تمایل دارد که راز دلش را با دیگران در میان بگذارد، اما این امکان را ندارد.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۲۷۵ - گر مرا با درد عشقت چاره بودی خوش بدی

گر مرا با درد عشقت چاره بودی خوش بدی
ور شب وصل بتان همواره بودی خوش بدی ۱

دستگیرم گر بدی وصل رخت در پیش ما
گر شب هجران تو آواره بودی خوش بدی ۲

سرو بستان را بود میلی خرامان سوی ما
میل تو گر سوی این بیچاره بودی خوش بدی ۳

شاد می دارد خیال وصل او ما را ولی
بر غم دلدار اگر غمخواره بودی خوش بدی ۴

گر شب وصلت بدیدی صبح بر بستی نقاب
پرده هجران تو گر پاره بودی خوش بدی ۵

زهره گفتن ندارم راز خود را در جهان
ای دریغا گر مرا این چاره بودی خوش بدی ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۷۴ - دلا در عشق بازی نیک مردی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۷۶ - یک شب به لطف از درما درنیامدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.