خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد هجران و فراق یار مینالد و از صبا (باد) میخواهد که حال و روزش را به معشوق برساند. او از سوزش دل، بیقراری، و نبودن خبری از یار شکایت میکند و آرزوی وصال دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانهای است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۱۲۱۸ - ای صبا قصّه ی دردم بر دلدار بگو
ای صبا قصّه ی دردم بر دلدار بگو
حال این خسته هجران بر آن یار بگو ۱
سوزش سینه مجروح پریشان مرا
بنشین پیشش و درد دل افگار بگو ۲
نظری سوی جهان بفکن و نیکو بنگر
حالت مردمک دیده ی خونبار بگو ۳
گر ز حال من سرگشته هجران پرسد
گشتم ای دوست به کان دل اغیار بگو ۴
سرزنش یافته چون حلقه ی در روز و شبم
که نداریم به خلوتگه تو بار بگو ۵
نه سلامی نه پیامی نه گذاری بر ما
کرد ترک من دلداده به یکبار بگو ۶
غم بسیار ز دست شب هجران خوردم
رس به فریاد من خسته ی غمخوار بگو ۷
از وصالت دمکی خسته ی هجران بنواز
که شدم روز ز هجران چو شب تار بگو ۸
از گلستان وصال رخت ای جان جهان
از چه رو قسمت ما نیست بجز خار بگو ۹
حال این خسته هجران بر آن یار بگو ۱
سوزش سینه مجروح پریشان مرا
بنشین پیشش و درد دل افگار بگو ۲
نظری سوی جهان بفکن و نیکو بنگر
حالت مردمک دیده ی خونبار بگو ۳
گر ز حال من سرگشته هجران پرسد
گشتم ای دوست به کان دل اغیار بگو ۴
سرزنش یافته چون حلقه ی در روز و شبم
که نداریم به خلوتگه تو بار بگو ۵
نه سلامی نه پیامی نه گذاری بر ما
کرد ترک من دلداده به یکبار بگو ۶
غم بسیار ز دست شب هجران خوردم
رس به فریاد من خسته ی غمخوار بگو ۷
از وصالت دمکی خسته ی هجران بنواز
که شدم روز ز هجران چو شب تار بگو ۸
از گلستان وصال رخت ای جان جهان
از چه رو قسمت ما نیست بجز خار بگو ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۱۷ - صبا تو حال دل خسته با نگار بگو
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱۹ - ای صبا گرزان نگار ما خبر داری بگو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.