خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر به بیان حسرت و اندوه خود نسبت به از دست دادن لذتهای جوانی و عشق گذشته میپردازد. او از نبود یار و شادیهای پیشین گلایه میکند و به امید وصال و زندگی جاودانه اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، بیان حسرت و اندوه نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲۱۵ - دلبرا لذّت جوانی کو
دلبرا لذّت جوانی کو
اندرین روز یار جانی کو ۱
عیش و ذوقی که پیش ازین بودی
گر بود نیز شادمانی کو ۲
گر صدت مهربان بود ظاهر
دلبری جانی نهانی کو ۳
در جهانم گناه نیست بسی
لیکن امّید آن جهانی کو ۴
وعده ی وصل می دهد ما را
چه کنم عمر جاودانی کو ۵
اندرین روز یار جانی کو ۱
عیش و ذوقی که پیش ازین بودی
گر بود نیز شادمانی کو ۲
گر صدت مهربان بود ظاهر
دلبری جانی نهانی کو ۳
در جهانم گناه نیست بسی
لیکن امّید آن جهانی کو ۴
وعده ی وصل می دهد ما را
چه کنم عمر جاودانی کو ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۱۴ - گفته بودم یار گیرم یار کو
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱۶ - ای صبا حال دل من بر دلدار بگو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.