خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از ضعف و نیاز خود به پناه گرفتن در سایهٔ محبت معشوق سخن می‌گوید. او از رنج‌های عشق و بی‌پناهی خود می‌نالد و از معشوق می‌خواهد که به حالش ترحم کند. همچنین، از بی‌تأثیری آه و ناله‌هایش در جلب توجه معشوق اظهار ناامیدی می‌کند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۲۰۳ - آمد دل ضعیف من اندر پناه تو

آمد دل ضعیف من اندر پناه تو
کرد او وطن به سایه زلف سیاه تو ۱

هم در پناه زلف تو باد انتقام او
یارب به سرّ سینه مردان راه تو ۲

آخر نظر به حال من مستمند کن
کز جان و دل منم به جهان نیکخواه تو ۳

گر بر کنار مردم چشمم گذر کنی
باشد در آب دیده ی مردم شناه تو ۴

دل گفت با دو دیده تو رفتی به خون من
بر خود نمی توان که ببندم گناه تو ۵

ور نیست باورت که تو با من چه کرده ای
باشد سرشک چهره ی زردم گواه تو ۶

ای دل ز آه و ناله ی بی حاصلت چه سود
در وی اثر نمی کند این سوز و آه تو ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۰۲ - جانان کدام دل که نگشتست رام تو
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰۴ - ای دل به درد عشق ندارم دوای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.