خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و فراق معشوق خود میگوید. او از سرگردانی در راه عشق، حسرت دیدار، و تحمل جور و ستم معشوق سخن میگوید، اما با وجود همه اینها، عشق و دلبستگی او به معشوق چنان است که نمیتواند از او روی بگرداند. شعر با توصیف زیبایی و تندخویی معشوق و تأثیر عمیق او بر شاعر پایان مییابد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده در شعر، درک آن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۱۱۹۳ - جان بدادم در فراق روی او
جان بدادم در فراق روی او
چند سرگردان شوم در کوی او ۱
دیده ی حسرت نهاده بر رهم
تا مگر باری ببینم روی او ۲
خوبرو یاریست لیکن تندخوی
دل به جان آمد مرا از خوی او ۳
از دل خود رشک می آید مرا
تا چرا گشتست هم زانوی او ۴
با همه جوری که از او می برم
ناگزیرم ناگزیر از روی او ۵
رو نگردانم ز دست یار خویش
تیغ جور ار بارد از باروی او ۶
خوش نسیمی می دمد از صبحدم
می روم گرد جهان بر بوی او ۷
گر جهان سر تا به سر حوری شود
دیده ی جان باشدم بر سوی او ۸
چند سرگردان شوم در کوی او ۱
دیده ی حسرت نهاده بر رهم
تا مگر باری ببینم روی او ۲
خوبرو یاریست لیکن تندخوی
دل به جان آمد مرا از خوی او ۳
از دل خود رشک می آید مرا
تا چرا گشتست هم زانوی او ۴
با همه جوری که از او می برم
ناگزیرم ناگزیر از روی او ۵
رو نگردانم ز دست یار خویش
تیغ جور ار بارد از باروی او ۶
خوش نسیمی می دمد از صبحدم
می روم گرد جهان بر بوی او ۷
گر جهان سر تا به سر حوری شود
دیده ی جان باشدم بر سوی او ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۹۲ - ای به قد چون سرو نازی صد هزاران آفرین
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹۴ - ای دو دیده چون کنم درمان ندارد درد تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.