خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک شعر عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از معشوق خود میخواهد که به او ستم نکند و دل و جان او را نیازارد. شاعر از درد و رنج خود میگوید و از معشوق میخواهد که با او یاری کند و به زاریهایش پایان دهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژههایی مانند 'ستمکاری' و 'جگرخواری' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۱۱۷۴ - ای عزیز من ستمکاری مکن
ای عزیز من ستمکاری مکن
بیش ازین بر بندگان خواری مکن ۱
چون تو را دادم دل و جان و جهان
دلبرا آخر جگرخواری کن ۲
از من بیچاره چون زارم ز غم
بی گناه آهنگ بیزاری مکن ۳
بار عالم هست بر پشت دلم
این همه جورم به سر باری مکن ۴
دل ببرد از دست ما و گفتمش
بیش ازین چستی و عیاری مکن ۵
خود که گفتت ای صنم آخر بگوی
با من بی یار و دل یاری مکن ۶
ای دل مسکین به زاری بیش ازین
بر در آن بی وفا زاری مکن ۷
بیش ازین بر بندگان خواری مکن ۱
چون تو را دادم دل و جان و جهان
دلبرا آخر جگرخواری کن ۲
از من بیچاره چون زارم ز غم
بی گناه آهنگ بیزاری مکن ۳
بار عالم هست بر پشت دلم
این همه جورم به سر باری مکن ۴
دل ببرد از دست ما و گفتمش
بیش ازین چستی و عیاری مکن ۵
خود که گفتت ای صنم آخر بگوی
با من بی یار و دل یاری مکن ۶
ای دل مسکین به زاری بیش ازین
بر در آن بی وفا زاری مکن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۷۳ - ای دل ای دل بیش ازین در عشق نادانی مکن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۷۵ - ای عارض زیبای تو نازک تر از برگ سمن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.