خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد هجران و فراق مینالد و از معشوق خود میخواهد که رحمتی بر حالش کند، غم هجران را از جانش بزداید و با وصل خود او را درمان کند. او از معشوق میخواهد که از لطفش گذر کند، با او آشنا شود و به احوالش نظر اندازد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک ممکن است برای این گروه سنی چالشبرانگیز باشد.
شماره ۱۱۴۹ - نگارا رحمتی بر حال ما کن
نگارا رحمتی بر حال ما کن
غم هجران ز جان ما جدا کن ۱
زبانم نیست از ذکر تو خالی
مرا کامی ز لعل خود روا کن ۲
دلم پر درد هجرانست باری
ز وصل خویشتن ما را دوا کن ۳
بیا تا یک زمانک خوش برانیم
ز لطف ای جان به ترک ماجرا کن ۴
مکن بیگانگی زین بیش با ما
مرا یک لحظه با خود آشنا کن ۵
منم چون خاک ره افتاده پیشت
گذر چون سرو باری سوی ما کن ۶
تو سلطان جهانی من گدایی
نظر یک دم بر احوال گدا کن ۷
غم هجران ز جان ما جدا کن ۱
زبانم نیست از ذکر تو خالی
مرا کامی ز لعل خود روا کن ۲
دلم پر درد هجرانست باری
ز وصل خویشتن ما را دوا کن ۳
بیا تا یک زمانک خوش برانیم
ز لطف ای جان به ترک ماجرا کن ۴
مکن بیگانگی زین بیش با ما
مرا یک لحظه با خود آشنا کن ۵
منم چون خاک ره افتاده پیشت
گذر چون سرو باری سوی ما کن ۶
تو سلطان جهانی من گدایی
نظر یک دم بر احوال گدا کن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۴۸ - بیا ای سرو جان من کنار چشم ما جان کن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵۰ - دل ضعیف مرا در دو زلف خود جا کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.