خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن به توصیف عشق و زیبایی معشوق می‌پردازد و از احساسات خود در مواجهه با جمال او سخن می‌گوید. او از طبیعت و عناصری مانند گل، سرو، لاله، و نرگس برای توصیف معشوق استفاده می‌کند و به دردهای عشق و جفای معشوق اشاره می‌کند. در پایان، شاعر از زیاده‌گویی پرهیز داده و بر ارزش گوهر (عشق یا سخن) تأکید می‌کند.

این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌های ادبی و مفاهیم عمیق عرفانی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۱۴۳ - به باغ شد دل من صبحدم به گل چیدن

به باغ شد دل من صبحدم به گل چیدن
مراد من بود از گل جمال او دیدن ۱

گرفته دست نگاری به دست در بستان
به ذوق در چمن و لاله زار گردیدن ۲

چه خوش بود سر زلفین پیچ در پیچش
به گاه بوسه ربودن به دست پیچیدن ۳

ز سرو قامت رعنای او به وقت کنار
هزار درد توان از میان او چیدن ۴

چو نرگس ارچه شد آزاد قامتش چه خوشست
بنفشه وار مرا خاک پاش بوشیدن ۵

دو چشم مست تو بر حال من نمی بخشد
اگرچه سهل بود پیش مست بخشیدن ۶

ز ابر رحمت حق گرچه گریه خوش باشد
خوشست نیز چو گل ز آفتاب خندیدن ۷

ز شاه مات جفایش عناست بر دل من
نماند چاره ی ما غیر عرصه برچیدن ۸

سخن زیاده مگوی ای جهان که حیف بود
گهر به دست خرد دادن و نسنجیدن ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۴۲ - ای دیده نمی شاید بی دوست جهان دیدن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴۴ - از دستت ای قلم من خواهم به جان رسیدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.