خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و ارادت خود به درویشان و راه معنوی آنها سخن میگوید. او از لطف و توجه معشوق و نیاز خود به رحمت الهی برای رسیدن به وصال جانان میسراید. همچنین، از زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیر آن بر دلش یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و شعری است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و دلباختگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۱۲۲ - قدم نه شاه باز ما دمی در کوی درویشان
قدم نه شاه باز ما دمی در کوی درویشان
نظر کن یک زمان از لطف آخر سوی درویشان ۱
شدم درویش راه تو رهم بگشا به کوی خود
که بادی می وزد بس خوش، دلا از کوی درویشان ۲
نگار چابک دلبر به زلف همچو چوگانش
ز میدان جهانداری ربوده گوی درویشان ۳
نهال وصل جانانم به خشکی می کند میلی
مگر از لطف خود آبی کند در جوی درویشان ۴
اگر خواهم زکات حسن از رویت مکن عیبم
که باشد سخت می دانم چو آن دل سوی درویشان ۵
نظر کن یک زمان از لطف آخر سوی درویشان ۱
شدم درویش راه تو رهم بگشا به کوی خود
که بادی می وزد بس خوش، دلا از کوی درویشان ۲
نگار چابک دلبر به زلف همچو چوگانش
ز میدان جهانداری ربوده گوی درویشان ۳
نهال وصل جانانم به خشکی می کند میلی
مگر از لطف خود آبی کند در جوی درویشان ۴
اگر خواهم زکات حسن از رویت مکن عیبم
که باشد سخت می دانم چو آن دل سوی درویشان ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲۱ - ای صبا نیست به عالم چو قدش سرو روان
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲۳ - ای سخت گمان سست پیمان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.