خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از فراق یار و عشق ناکام است. او از بی‌قراری، سرگشتگی و اشتیاق شدید به وصال معشوق می‌گوید و تنها آرزویش دیدار یار است. شاعر خود را بنده‌ای عاشق و فداکار معرفی می‌کند که جز معشوق کسی را ندارد.

محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۱۰۲ - درد دل خویش با که گویم

درد دل خویش با که گویم
درمان دل خود از که جویم ۱

بی روی تو اوفتان و خیزان
سرگشته ی زلف تو چو گویم ۲

جانم به لب آمد از فراقت
در جستن وصل چند پویم ۳

بر حال دلم دهد گواهی
خوناب دو چشم و رنگ رویم ۴

در شوق میان همچو مویت
از غصّه گداخته چو مویم ۵

از خاک وجود ناشکیبا
گر کوزه گری کند سبویم ۶

بر شادی دوست و رغم دشمن
من ترک وصال تو نگویم ۷

تا چند تحمّل فراقت
آخر نه ز آهن و نه رویم ۸

ای نور دو دیده چهره از غم
تا چند به آب دیده شویم ۹

گر یار ز عشق خویش صد داغ
بر جان و دلم نهد چه گویم ۱۰

از جمله مخلصان چه باشد
من بنده ی بندگان اویم ۱۱

غیر از تو کسی دگر ندارم
ای از دو جهان تو آرزویم ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۰۱ - چون تو طبیب دردی درد تو با که گویم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰۳ - در راه عشق روی تو ما بی خبر رویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.